زمين به لرزه مي افتد
وماه
در شکاف ابر ها لي لي مي کند
و چشمه در آغوش بيشه موج بر مي دارد
چه کنم؟
مرا به بهار ببخش
به ماه
به بيشه زار سبز و چشمه ي جاري
به دشتها و جاده ها ببخش
هرکجا
که خورشيد شعله مي کشد
آرزوها و جاده ها يکي مي شوند
دستهايت را به من بده تا بگريزيم
برچسب:
نویسنده: بنیامین مرادی